دکتر حمیدرضا نمازی در هفتمین همایش صلح و حل منازعه:
دستیابی به صلح پایدار مستلزم بازنگری در شیوه تاریخنگاری است
دکتر حمیدرضا نمازی، رئیس موزه ملی تاریخ علوم پزشکی ایران، در هفتمین همایش صلح و حل منازعه، با تأکید بر نقش تاریخنگاری در شکلگیری نگرش جوامع به گذشته و آینده، تصریح کرد: دستیابی به صلح مستلزم بازنگری در شیوه تاریخنگاری و عبور از روایتهای خطی، یکسویه و انحصاری از گذشته است.
به گزارش روابط عمومی موزه ملی تاریخ علوم پزشکی ایران، وی سخنان خود را با اشاره به سرگذشت علامه قزوینی و جایگاه ایشان در تاریخ نگاری آغاز کرد و گفت: قزوینی پس از سالها فعالیت علمی و فرهنگی و انجام پژوهشهای ارزشمند در حوزه تاریخ و ادبیات ایران، در میانسالی به کشور بازگشت. برخورد یکی از استادان با جایگاه رشته تاریخ موجب دلخوری او شد؛ بهگونهای که قزوینی حاضر نشد به دانشگاه بازگردد. او معتقد بود نمیتواند در دانشگاهی فعالیت کند که برای تاریخ و تاریخنگاری ارج و منزلت کافی قائل نیست.
رئیس موزه ملی تاریخ علوم پزشکی ایران، افزود: گاهی تاریخنگاری را با وقایعنگاری، مستندنگاری، تاریخ تقویمی یا تاریخنگاری درباری یکسان تلقی کردهایم؛ درحالیکه تاریخ را نمیتوان صرفاً با کنار هم قرار دادن حوادث یا ارائه روایتی نهایی از گذشته نوشت. تاریخنگاری، فراتر از ثبت وقایع، به بررسی زمینهها، مناسبات، تجربههای انسانی و چگونگی شکلگیری روایتها از گذشته میپردازد.
ضرورت عبور از تاریخنگاری از بالا
دکتر نمازی در ادامه، با اشاره به مکتب آنال، این جریان فکری را از جمله رویکردهایی دانست که در برابر تاریخنگاری متعارف و مبتنی بر شخصیتهای برجسته و رویدادهای سیاسی شکل گرفته است و تصریح کرد: مکتب آنال بر تاریخ نگاری از پایین تاکید دارد. در این رویکرد، برای شناخت تاریخ باید از سطح شخصیتهای مشهور و مدیران فراتر رفت و تجربهها، نگرشها و زندگی گروههایی را بررسی کرد که معمولاً در روایتهای رسمی کمتر دیده میشوند.
وی در توضیح این دیدگاه گفت: برای نوشتن تاریخ دانشگاه تهران، در کنار بررسی زندگی استادان، رؤسا و چهرههای برجسته، میتوان به تجربه دانشجویان، کارکنان، باغبانان و دیگر افرادی پرداخت که در شکلگیری و تداوم حیات دانشگاه نقش داشتهاند. چنین نگاهی امکان شناخت ذهنیتها و مناسبات اجتماعی را فراهم میکند.
پیوند جغرافیا و تاریخ در شناخت گذشته
وی با اشاره به دیدگاههایی که بر نقش جغرافیا در تبیین تحولات تاریخی تأکید دارند، توضیح داد: تاریخ را نمیتوان صرفاً مجموعهای از حوادث متوالی دانست؛ بلکه باید بررسی کرد که جغرافیا و ویژگیهای محیطی چگونه بر شکلگیری و تحول جوامع اثر گذاشتهاند.
دکتر نمازی با بیان اینکه تاریخهای بلندمدت میتوانند تصویری متفاوت از تحولات جوامع ارائه دهند، خاطرنشان کرد: بررسی تاریخ یک منطقه در بازههای زمانی طولانی، امکان شناخت تأثیر متقابل محیط جغرافیایی، مناسبات اجتماعی و تحولات تاریخی را فراهم میکند. از این منظر، مطالعه تاریخ دریای خزر یا خلیج فارس نیز میتواند با رویکردی فراتر از بررسی رویدادهای مقطعی دنبال شود.
ضرورت عبور از دوگانه خوب و بد
رییس موزه ملی تاریخ علوم پزشکی ایران، در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به نقدهای واردشده بر تاریخنگاری مبتنی بر فهرستکردن نخستینها و قهرمانان تاریخی، اظهار کرد: تاریخ را نباید به فهرستی از افراد خوب و بد یا کسانی که برای نخستین بار دستاوردی داشتهاند، تقلیل داد. تاریخ عرصهای پیچیده است که در آن، زمینهها، تناقضها و موقعیتهای خاکستری اهمیت دارند.
وی با اشاره به دیدگاههای هربرت باترفیلد، تاریخنگار بریتانیایی، بر ضرورت فاصله گرفتن از روایتهایی تأکید کرد که گذشته را بر اساس معیارهای ارزشی و سیاسی زمان حال داوری میکنند و افزود: هنگامی که گذشته را صرفاً در قالب قهرمانان و ضدقهرمانان روایت میکنیم، پیچیدگیهای تاریخی را نادیده میگیریم. شناخت تاریخ نیازمند توجه به شرایط زمانه، زمینههای شکلگیری رخدادها و پرهیز از تحمیل داوریهای امروز بر تجربههای گذشته است.
تاریخنگاری، کنش زبانی و نقش آن در صلح
رئیس موزه ملی تاریخ علوم پزشکی ایران در ادامه، با اشاره به مکتب تاریخنگاری کمبریج، به نقش زبان و گفتار در شکلگیری کنشهای اجتماعی و سیاسی پرداخت و با توضیح مفهوم «کنش گفتاری» بیان کرد: برخی جملهها صرفاً گزارشی از یک واقعیت نیستند، بلکه با بیان آنها، کنشی در جهان اجتماعی انجام میشود. برای مثال، تهدید به انتقام یا نابودی یک تمدن، صرفاً انتقال اطلاعات نیست؛ بلکه میتواند در شکلگیری مناسبات و رفتارهای بعدی تأثیر بگذارد.
دکتر نمازی با پیوند دادن این بحث به موضوع صلح و حل منازعه گفت: برای فهم گزارههای تاریخی و سیاسی باید به کارکرد آنها در بستر اجتماعی و سیاسی توجه کرد. صلح نیز مستلزم دگرگونی در الگوهای کنش و گفتار است؛ زیرا زبان و شیوه بیان گذشته میتواند زمینه تداوم منازعه یا حرکت به سوی تفاهم را فراهم کند.
حافظه جمعی، رنج تاریخی و امکان بخشایش
وی در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به اندیشههای پل ریکور و کتاب «حافظه، تاریخ، فراموشی»، به نسبت میان تاریخنگاری، حافظه جمعی و امکان بخشایش پرداخت.
دکتر نمازی افزود: شیوه تاریخنگاری میتواند بر چگونگی بازنمایی حافظههای آسیبدیده، دستکاریشده یا تحمیلشده اثر بگذارد. تاریخنگاری ممکن است به رسمیت شناختن رنج گروههای مختلف را ممکن کند یا، برعکس، به انحصاریشدن رنج و این تصور دامن بزند که گذشته و آسیبهای ناشی از آن صرفاً به یک گروه تعلق دارد.
پرهیز از داوری گذشته با معیارهای امروز
وی سپس با اشاره به اهمیت تاریخنگاری مفهومی، توضیح داد: مفاهیم در طول زمان دگرگون میشوند و یک واژه ممکن است در گذشته معنایی متفاوت از کاربرد امروزی خود داشته باشد. برای مثال، مفهوم شمع در جهان حافظ صرفاً به یک وسیله روشنایی یا عنصری تزئینی محدود نبود، بلکه با جایگاه آن بهعنوان یکی از منابع اصلی روشنایی در زندگی روزمره پیوند داشت.
دکتر نمازی خاطرنشان کرد: توجه به تفاوتهای مفهومی در دورههای تاریخی به ما کمک میکند تجربههای گذشته را در بستر خودشان بفهمیم و انتظارات امروز را به گذشته تحمیل نکنیم. بسیاری از اختلافها و منازعات نیز ممکن است از درکنکردن درست مفاهیم و تفاوتهای معنایی ناشی شوند.
نقش روایت در شکلگیری امکان صلح
دکتر نمازی در جمعبندی سخنان خود، درباره روایتمندی تاریخ، اظهار کرد: تاریخنگاری صرفاً بازتاب واقعیتهای گذشته نیست، بلکه شیوه روایت و پیوند دادن رویدادها نیز در معنایی که از آنها به دست میآوریم، نقش دارد. یک مجموعه رویداد تاریخی را میتوان در قالب روایتهای متفاوتی بازگو کرد و هر روایت، برداشتی متفاوت از روابط میان رخدادها و پیامدهای آنها ارائه میدهد.
وی با تأکید بر ارتباط این موضوع با صلح و حل منازعه گفت: تا زمانی که روایتهای تاریخی و سیاسی ما همچنان مبهم، چندپهلو و تعارفآمیز باشند، دستیابی به صلح دشوار خواهد بود. حتی اگر توافقی حاصل شود، ابهام در روایتها و نامشخصبودن نسبت میان طرفها و مسئولیتها میتواند زمینه تداوم اختلاف را فراهم کند.
رئیس موزه ملی تاریخ علوم پزشکی ایران در پایان تأکید کرد: دستیابی به صلح پایدار، مستلزم بازنگری در شیوه تاریخنگاری، شناخت دقیقتر مفاهیم، به رسمیت شناختن رنجهای تاریخی و توجه به نقش زبان و روایت در شکلگیری منازعات است.
ارسال نظر