رئیس موزه ملی تاریخ علوم پزشکی ایران:
عمومیسازی علم نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی تاریخی، اجتماعی و اخلاقی است
دکتر حمیدرضا نمازی، عضو هیات علمی دانشکده پزشکی و رییس موزه ملی تاریخ علوم پزشکی ایران با اشاره به جایگاه دروس عمومی در دانشگاهها تصریح کرد: ما در دانشگاهها بیش از ۲۰ واحد دروس عمومی داریم که نیازمند بازتعریف بر اساس رویکرد عمومیسازی علم هستند.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران، دکتر حمیدرضا نمازی، رئیس موزه ملی تاریخ علوم پزشکی ایران، در مراسم رونمایی از سامانه «علمخوان» با تأکید بر اهمیت عمومیسازی علم، آن را ضرورتی برای پیوند میان دانشگاه، پژوهشگران و جامعه دانست و گفت: انتقال دانش به زبان قابل فهم برای عموم مردم، یکی از مهمترین مسئولیتهای اخلاقی و اجتماعی دانشگاهها و مراکز علمی است.
وی با اشاره به پیشینه تاریخی عمومیسازی دانش در فرهنگ ایرانی و اسلامی اظهار کرد: در گذشته نیز آثاری با هدف دسترسی عموم مردم به دانش پزشکی تألیف میشد. همانگونه که کتاب «من لا یحضره الفقیه» شیخ صدوق برای افرادی نوشته شد که امکان دسترسی مستقیم به پزشک نداشتند و بعدها همین الگو در حوزههای دیگر علمی و فرهنگی نیز مورد استفاده قرار گرفت.
دکتر نمازی با تشریح مفهوم «عمومیسازی علم» گفت: این فرآیند دو گروه اصلی را مخاطب قرار میدهد؛ نخست حوزه عمومی شامل رسانهها، شبکههای اجتماعی، روزنامهها، مجلات و سایر فضاهای گفتوگوی اجتماعی همچون علاقهمندان و مبتلایان است و گروه دیگر شامل متخصصان سایر حوزهها که تمایل دارند در مباحث میانرشتهای مشارکت کنند.
رئیس موزه ملی تاریخ علوم پزشکی ایران با اشاره به تحولات جهانی در حوزه ترویج علم افزود: امروزه دو رویکرد اصلی در این زمینه مطرح است؛ نخست «پارادایم انتشار» که در آن پژوهشگران و استادان دانشگاه یافتههای علمی خود را به زبان ساده در قالبهایی همچون پادکست، گزارشهای کوتاه و محتوای عمومی ارائه میکنند و دوم «پارادایم مشارکت» که نقش واسطههایی مانند خبرنگاران علم در انتقال و تفسیر دستاوردهای علمی برای جامعه برجسته میشود.
وی نقش خبرنگاران علم را در توسعه دانش بسیار مهم ارزیابی کرد و گفت: خبرنگاران متخصص میتوانند علاوه بر انتقال مفاهیم علمی، در شناسایی مسائل و جهتدهی به جریانهای علمی نیز نقش مؤثری ایفا کنند.
دکتر نمازی در ادامه به برخی چالشهای عمومیسازی علم اشاره کرد و گفت: یکی از مهمترین آسیبها، شکلگیری پوپولیسم علمی و گسترش اطلاعات سطحی و غیرمعتبر است. همچنین انتشار اخبار نادقیق میتواند به ایجاد اضطراب سلامت در جامعه منجر شود؛ از اینرو رعایت اصول اخلاق حرفهای و دقت در روایتگری علمی اهمیت ویژهای دارد.
وی با تأکید بر ضرورت پرهیز از ادبیات اغراقآمیز در حوزه سلامت افزود: در علم پزشکی معمولاً با فرآیندهای تدریجی و مبتنی بر شواهد مواجه هستیم و استفاده از عباراتی مانند «قاتل قطعی یک بیماری» با واقعیت علمی سازگار نیست.
رئیس موزه ملی تاریخ علوم پزشکی ایران همچنین به اهمیت مشارکت مردم در تولید دانش اشاره کرد و گفت: امروزه مفهوم «علم شهروندی» در جهان جایگاه ویژهای یافته است؛ رویکردی که در آن مردم تنها مخاطب پژوهش نیستند، بلکه در فرآیند تولید دانش نیز نقش فعال ایفا میکنند. نمونه تاریخی آن نیز ایده اولیه واکسیناسیون است که از مشاهده مردمی آغاز شد.
وی با اشاره به تأثیر عمومیسازی علم در جلب حمایتهای اجتماعی و خیرخواهانه از پژوهش افزود: بسیاری از مؤسسات و بنیادهای بزرگ علمی جهان با الهام از دستاوردهای علمی و آگاهی عمومی شکل گرفتهاند و ترویج علم میتواند زمینهساز توسعه این حمایتها باشد. در واقع بسیاری از بنیادهای معتبر جهانی توسط افرادی غیرپزشک، اما علاقهمند به علم پایهگذاری شدهاند که تحت تأثیر روایتهای علمی قرار گرفتهاند.
رئیس موزه ملی تاریخ علوم پزشکی ایران ، همچنین به تجربه نگارش رمانهای علمی توسط پزشکان اشاره کرد و گفت: آثاری، چون نوشتههای الیور ساکس نشان داد که روایت ادبی میتواند فاصله میان مردم و مفاهیم پیچیده نورولوژی را کاهش دهد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به نشریات علمی دوره قاجار و پهلوی اشاره کرد و گفت: «مجله دانش» و دیگر نشریات اوایل قرن چهاردهم شمسی نمونههایی از تلاش برای عمومیسازی علم بودند. حتی نخستین پایاننامه دانشگاهی ثبتشده در ایران، پیش از تأسیس رسمی دانشگاه تهران، به موضوع بهداشت آب و قناتهای تهران پرداخت؛ موضوعی که بهسرعت اثر اجتماعی یافت و به اصلاح نظام آبرسانی انجامید. همچنین فعالیتهای استادانی همچون دکتر جزایری، دکتر ادیب و مرحوم دکتر حسین گلگلاب، همگی نشاندهنده توجه دیرینه جامعه علمی ایران به انتقال دانش به عموم مردم است.
وی در پایان با تأکید بر نقش سامانه «علمخوان» در توسعه ارتباط میان علم و جامعه خاطرنشان کرد: دغدغه عمومیسازی پژوهش و انتقال دستاوردهای علمی به زبان قابل فهم برای مردم، باید در کانون فعالیتهای دانشگاهی و پژوهشی قرار گیرد؛ چرا که توسعه کشور بدون مشارکت و همراهی جامعه امکانپذیر نخواهد بود. عمومیسازی علم نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی تاریخی، اجتماعی و اخلاقی است و سامانههایی مانند «علمخوان» میتوانند در مسیر ایجاد گفتوگوی مؤثر میان دانشگاه و جامعه نقشآفرینی کنند.
ارسال نظر