قصه چشمپزشکی در ایران؛ به یاد استادان فقید
دکتر نمازی: تاریخ چشمپزشکی ایران؛ از دارالفنون تا فارابی، داستان مراقبت و عشق به ایران است
رئیس موزه ملی تاریخ علوم پزشکی ایران با اشاره به پیشینه تاریخی چشمپزشکی در ایران گفت: قصه چشمپزشکی در ایران از دارالفنون آغاز میشود و نخستین دوره تخصصی پزشکی کشور را میتوان کحالی یا چشمپزشکی دانست.
به گزارش موزه ملی تاریخ علوم پزشکی ایران، دکتر حمیدرضا نمازی در مراسم بزرگداشت مرحوم دکتر صادق پیروز و مرحوم دکتر محمدعلی سجادیه در بیمارستان فارابی، اظهار کرد: امیدوارم در این فرصت کوتاه بتوانم بخشی از خدمات بیمارستان فارابی و بهطور مشخص خدمات اساتید نامداری را که امروز در میان ما نیستند و در هفته گذشته آنها را از دست دادیم، بازگو کنم.
وی با اشاره به ریشههای تاریخی چشمپزشکی در ایران گفت: چشمپزشکی در ایران سابقهای تاریخی دارد و قصه آن از دارالفنون آغاز میشود. شاید بتوان اولین دوره رزیدنتی ایران را هم در چشمپزشکی دانست. مدرسه کحالی نخستین دوره تخصصی پزشکی بود که در ایران شکل گرفت.
از دربار قاجار تا شکلگیری چشمپزشکی نوین
دکتر نمازی با اشاره به نقش بیماریهای چشمی در دربار قاجار در شکل گیری رشته چشم پزشکی افزود: بیماری چشم ظلالسلطان، انحراف چشم ناصرالدینشاه و همچنین بیماری چشمی امیناقدس – نخستین زنی که بهتنهایی برای درمان به فرنگ اعزام شد – از جمله عواملی بود که باعث توجه ویژه به چشمپزشکی شد.
وی ادامه داد: مردم بهواسطه فقر، قحطی و مشکلات بهداشتی دچار بیماریهای چشمی بودند و نیاز عمومی به چشمپزشک نیز وجود داشت. در همین راستا، ناصرالدینشاه از گالزوفسکی، چشمپزشک شهیر لهستانیالاصل مقیم فرانسه، برای حضور در ایران دعوت کرد تا چشمپزشکی را سامان دهد.
نقش راتولد و همسرش در تاریخ چشمپزشکی ایران
رئیس موزه ملی تاریخ علوم پزشکی سپس به نقش راتولد به همراه همسرش ماریا اشاره کرد و گفت: ماریا از فعالان اجتماعی فرانسه در اواخر قرن نوزدهم بود و کتاب «دو سال در ایران» را نوشت که تنها خاطرات یک زن از حرمسرا و وضعیت چشمپزشکی آن دوره است. این کتاب بعدها به زبان لهستانی یافت شد و اطلاعات ارزشمندی از کحالی آن زمان به ما داد.
وی افزود: از میان شاگردان آن مدرسه، چهرههای شاخصی ظهور کردند؛ از جمله محمودخان شیمی که بعدها پایهگذار شیمی مدارس ایران شد و هنوز کوچهای به نام او در نزدیکی میدان هفتتیر وجود دارد. همچنین یحیی خان لسان الحکما، پدر استاد برجسته چشم پزشکی ایران، پروفسور هرمز شمس، از زمره دانش آموختگان مدرسه کحالی بود.
چهرههای مؤثر
دکتر نمازی با اشاره به دکتر حسینخان و همسرش معصومهخانم کحال گفت: معصومهخانم نخستین زنی بود که بهطور تجربی چشمپزشکی خواند و مجله «دانش» را پس از مشروطه منتشر کرد.
وی همچنین از مهذبالسلطنه بهعنوان چشمپزشکی شاخص یاد کرد و افزود: مهذبالسلطنه آنچنان شخصیتی ممتاز داشت که به معاونت شهرداری تهران رسید و نخستین اداره تنظیف شهر تهران را تأسیس کرد؛ اقدامی که تهران را به نخستین شهر خاورمیانه با سیستم جمعآوری زباله تبدیل کرد.
دارالفنون، دانشکده پزشکی و استمرار یک سنت
رئیس موزه ملی تاریخ علوم پزشکی با اشاره به لوگوی دارالفنون بر سردر دانشکده پزشکی تهران گفت: این لوگو، نشان می دهد که دانشکده پزشکی تهران از سال ۱۳۱۳ آغاز نشده، بلکه تداوم سنتی است که از دارالفنون میآید. دانشکده پزشکی ایران دستکم ۱۷۴ سال قدمت دارد.
دکتر صادق پیروز؛ نماد دیرینگی مراقبت
دکتر نمازی با اشاره به مرحوم دکتر صادق پیروز گفت: ایشان قدیمیترین پزشک فعال کشور بودند و رکورددار طبابت در دهههای اخیر به شمار میروند. دکتر پیروز از سال ۱۳۲۵ طبابت را آغاز کرد و نزدیک به ۷۳ سال بهطور رسمی فعالیت داشت. حتی در اواخر عمر نیز طبابت تلفنی انجام میداد.
وی افزود: دکتر پیروز در مصاحبه تاریخ شفاهی دانشگاه گفته بود ۶۹ سال و هفت ماه طبابت کرده است و حتی ماههای طبابت خود را شمرده بود. این نشان میدهد مراقبت و طبابت چه جایگاه مهم و ارزشمندی در نگاه او داشت.
رییس موزه ملی تاریخ علوم پزشکی تأکید کرد: آرزو دارم مطب دکتر پیروز با تمام اسباب و ادواتش به بیمارستان فارابی یا به موزه تاریخ پزشکی منتقل شود. فوت این بزرگان نباید به از بین رفتن میراث آنها منجر شود.
دکتر محمدعلی سجادیه؛ چشمپزشکی با دغدغه ایران
دکتر نمازی در ادامه به مرحوم دکتر محمدعلی سجادیه پرداخت و گفت: دکتر محمدعلی سجادیه علاوه بر چشمپزشکی، مترجم و نویسندهای برجسته بود. او به زبانهای انگلیسی، فرانسه، آلمانی و ایتالیایی تسلط داشت و حتی در 60 سالگی به فراگیری زبان مغولی مشغول شد. آثار متعددی درباره زبانهای کردی، گیلکی، ترکی، بلوچی و تاجیکی نوشت و «حیدربابایه سلام» را هم به نظم و هم به نثر ترجمه کرد.
رئیس موزه ملی تاریخ علوم پزشکی گفت: محور گفتمانی دکتر سجادیه ایران بود. او عشق عمیقی به ایران داشت و معتقد بود ایراندوستی تنها شعار نیست، بلکه دغدغهمندی عمیق فرهنگی است. کتابهایی چون «واژههای ایرانی در زبان انگلیسی»، «نیاکان سومری ما»، و «تبار مشترک ایرانیان و تورانیان» از آثار شاخص اوست.
وی افزود: دکتر سجادیه از نویسندگان پرکارمجلات عمومی همچون «دانستنیها» بود و در دهه ۶۰ و ۷۰ مقالات متعددی در حوزه فرهنگ، جامعه، دانشگاه، فوتبال و مسائل اجتماعی نوشت.
وظیفه نهادهای علمی در حفظ بزرگان
دکتر نمازی در پایان تأکید کرد: وظیفه ساختارهای دانشگاهی و بیمارستانی است که این بزرگان را شناسایی، ثبت و معرفی کنند. این افراد ممکن است در چارچوبهای بروکراتیک نگنجند، اما سرمایههای واقعی فرهنگ و علم این سرزمیناند. مرحوم دکتر سجادیه تا آخرین لحظه زندگی، با وجود بیماری، دست از عشق به ایران برنداشت و به ما آموخت سمت درست تاریخ، سمت ایران است.
ارسال نظر